انتخاب رنگ برند

در تمامی اشکال و ارتباطات غیر کلامی، رنگ برند یکی از سریعترین روش های انتقال پیام ها و معانی است. پیش از آنکه بشر امروز، ارزش زیبایی شناسی رنگ را بداند، شیوه های تجربی متنوع تری در برقراری ارتباطات با استفاده از رنگ وجود داشت. همواره راه نجات انسان ها، بستگی به توانایی شناخت او از اشیاء و یا پیام های هشدار دهنده این اشیاء بوده است، این پیام ها، جزء لاینفک مسیر شناخت آدمی بوده است که از سوی حیوانات، گیاهان، مواد معدنی و سایر اشیاء رنگی به او می رسیده است.


در میان انواع پیامها، رنگ به شدت با تمام احساسات آدمی در ارتباط است و ضمن تحریک آن، نماد ذهنیات انتزاعی و افکار گوناگون است و همزمان بیانگر سرخُشی، آرزوی تکامل و یادآور زمان و مکانی دیگر است که باعث ایجاد حس زیبایی شناسی و یا واکنش های احساسی در انسان می شود.
برای اندازه گیری تأثیر رنگ برند، هیچ مکانی بهتر از بازار نیست. بازار جایی است که درآن رنگ، حکم کلیدی، حیاتی و اساسی را در برقراری ارتباط ایفا می کند که بسیار مثبت جذاب و در عین حال، استفاده از آن برای یک محصول اجتناب ناپذیر است. اغلب از رنگ به عنوان فروشنده خاموش“ یاد می شود که باید در نگاه اول مشتری را به خود جذب کند و این پیام را القاء کند که این محصول در چه زمینه ای است و در عین حال هم باید برای آن شرکت تجاری یا تولید کننده، هویت ساز بوده و از همه مهمتر به فروش آن کالا یا خدمات کمک کند.
حداقل چیزی که رنگ باید، مثلا در صفحات اینترنتی یا نسخ چاپ شده، داشته باشد این است که بتواند علاقه و کنجکاوی لازم را برای خریدار احتمالی جنس یا سرویس مربوطه ایجاد کند. بیشتر واکنش های آدمی نسبت به رنگ، واکنشهایی ناخودآگاه هستند و عموما مصرف کنندگان نسبت به تأثیر محرک و نافذ آن بی اطلاعند.


تأثیرات روانی، مسائلی آنی و لحظه ای هستند، همانگونه که رنگ احساسات ما را تحریک می کند، قدرت پیشنهاد دهنده خود را نیز به کار می گیرد. قدرتی که رنگ به کار می گیرد در تمام سطوح ارتباطی مانند شناخت برند ها و لوگوها، نشانه ها، تبلیغات تلویزیون، بیلبوردها، در رسانه های چاپی و بسته بندی ها، در کامپیوتر و در محل خرید، مشاهده می‌شود. نمونه ای از قدرت تأثیر گذاری رنگ در بازاریابی و زمینه های مرتبط با آن است. هرچه سرعت مصرف رو به کاهش گذارد، بازار راکدتر می شود، چشم هر مصرف کننده به طور متوسط صفر تا سه ثانیه روی کالای مورد نظر ثابت می شود. در چشم برهم زدنی، بسته بندی باید چشمها را میخکوب کند، آنها را از محتویات جعبه آگاه سازد و مهمتر از همه در ذهن آنها جذاب جلوه کند.

جلب توجه خریداران، بسته بندی و حالت بصری آن نیز باید بیانگر ارزش آن حصول باشد. به عنوان مثال اگر محصولی گرانتر از مشابه رقیب در بازار است، این، باید قیمتی بودن کالا را القاء کند و یا زمانی که کالاها به صورت رقابتی قیمت گذاری شده اند، رنگ برند مناسب می تواند تاثیر قوی تری نسبت به نمونه مشابه در ذهن مشتریان ایجاد کند. با وجود هزاران محصولی که در طبقات فروشگاهها پشت هم چیده شده اند و میلیون ها دلار جوایزی که برای خریداران در نظر گرفته اند، استفاده هوشمندانه از رنگ می تواند باعث شکسته شدن سقف فروش شود. برای تأثیرگذاری صحیح در بازاریابی، رنگ بسته بندی، باید حس تحقق آرزوها را برآورده سازد یا بیانگر نیازی باشد که محصول می خواهد آن را مرتفع سازد. مثلا محصولی که طعم یا بوی شیرینی را می خواهد القاء کند، باید به رنگ صورتی، بنفش کمرنگ، هلویی! یا کرم رنگ عرضه شود، و زمانی که می خواهد بیانگر تازگی و خنکی باشد باید از رنگ آبی سرد، سبز یا سبز آبی استفاده کرد. همانطور که در بخش خانواده رنگها توضیح خواهم داد، هر خانواده رنگی بیانگر حالات و تداعی معانی خاصی است که این موضوع، بخشی از نشانه شناسی است که در بازاریابی محصول و یا تصویر شرکت ها مورد نقد قرار می گیرد. امروزه برند ها میلیون ها دلار را صرف ایجاد یک هویت، تصویر و نشان دادن تعادل در لوگو ها، تبلیغات، وب سایتها و نشانه ها و نمادهای خود می کنند تا بتوانند در آن واحد به مخاطبان خود بگویند چه کسی هستند و برای چه هستند. به عنوان مثال، شرکت (آی بی ام) یک نمونه بسیار خوب در این زمینه است. قابل اعتماد و اتکا به رنگ آبی. یا مثلا رنگ تبلیغاتی نوشابه قرمز است یعنی انرژی و فراوانی رنگ ها نه تنها باعث شناخت می شوند بلکه ایده آل سازی نیز می کنند. رنگ می تواند معنای شگرفی را به ارتباطات بیافزاید، چون به لحاظ پیام تصویری، عنصری مهم و حیاتی است و می تواند تأثیری آنی از خود برجای گذارد که در همه جای دنیا قابل درک و فهم است. بخصوص این موضوع در مورد القاء یک حالت یا ایده می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

جایی که کلام به کار نمی آید و درک نمی شود؛ رنگ یک زبان جهانی است که کرانه های فرهنگی ملت‌ها را در دهکده جهانی به شیوه الکترونیکی و با استفاده از فناوری مدرن و ماهواره به هم وصل می کند. هدف واقعی ارتباطات تبلیغاتی، تشویق گسترده عمومی برای جلب مشتری و ترغیب مصرف کننده، به نشان دادن عکس العمل مثبت به پیام انتقالی است. در راستای انتقال یک پیام تبلیغاتی درست و بامعنا، استفاده صحیح از روانشناسی رنگ ها در زمینه های زیر ضروری به نظر می رسد:

  • تصویر گرافیکی و نام تجاری
  • بسته بندی محصول، به گونه ای که بیانگر کیفیت محصول باشد
  • در مرکز خرید و در رویارویی با سایر کالاهای رقیب و جایی که باید کالا، نگاه ها را به خود معطوف کند
  • در تمام اشکال تبلیغاتی شامل: برگه های چاپی، مراکز خرید، تلویزیون،شبکه های اجتماعی، وب سایت، پست الکترونیکی مستقیم، بیلبوردها و هرجایی که باید در مدت زمانی کوتاه مخاطبان را قانع کرد و آنها را جذب نمود
  • تابلوها و اعلان ها، در محل شرکت و یا کارخانه و یا هر محل مناسب دیگر
  • در لوگوها و شناسه های شرکت (شناسه ID و لوگوها Logo)
  • در خود محصول

رنگ های گویا:

واژگان فنی پایه در رنگ (ترمینولوژی پایه در رنگ)

Hue (رنگمایه، رنگ، نما):

رنگ یا رنگمایه هم معنی هستند و می توانند به جای یکدیگر نیز استفاده شوند. قرمز، زرد و آبی رنگهای اصلی و پایه را تشکیل می دهند. سبز، نارنجی و بنفش رنگهای ثانویه هستند و رنگ های سری سوم مخلوطی از رنگ های گروه اول و دوم هستند.

Saturation (شدت، غلظت، اشباع):

قدرت یک رنگ با کلمه شدت (اشباع، غلظت) بیان می شود. (کروما Chroma نیز همان معنی را دارد). شدت رنگ عبارت است از چگونگی ترکیب کم یا زیاد رنگ خاکستری با سایر رنگها۔ یک رنگ در خالص ترین حالت خود، در حداکثر میزان کرومای خود قراردارد. اینها رنگ هایی هستند که اصطلاحا خاکستری نشده اند. این رنگ ها با اسم های: خالص، درخشان، روشن، غنی، قوی، درست، زنده و واضح شناخته میشوند. هر چه یک رنگ خاکستری و یا خنثی تر باشد، شدت و میزان غلظت آن نیز کمتر است. رنگ های باشدت پایین با نامهای نرم، خفه، لطیف، کمرنگ، مبهم، یا خاکی شناخته میشوند.

Value (ارزش رنگ):

روشنی یا تاریکی یک رنگ، ارزش رنگی یا (Value) نامیده میشود. ارزش های روشن، ته رنگ (Tint) نامیده می شوند، ارزش های تاریک تر “سایه ها (Shades) هستند و ارزشهای میانه با عنوان درجه متوسط (Midtone) نامیده می شوند. تنوع در طراحی یا چیدمان روشنی به تاریکی در یک رنگ الگوی ارزش (Value Pattern) آن رنگ نامیده می‌شود. پایین نگاه داشتن الگوی ارزش در یک بخش محدود، باعث ایجاد تصویری لطیف و ملایم می شود که ساکن و آرام جلوه می کند. رنگ‌های نزدیک به این ارزش، حاشیه هایی ملایم (Soft Edge) در خود دارند و در عین حال حسی هیجان انگیز در ظاهر و تغییرات محسوسی در ارزش دارند. احاطه نقاط موضعی با میزان زیادی از تاریکی و کنتراست نور، چشم را بلافاصله متوجه مرکز می سازد.

احساس و درک از یک رنگ، بسیار تحت تأثیر ارزش یا شدت آن است. در طراحی یک ترکیب رنگی، ارزش و شدت رنگ به اندازه Hue یعنی خود رنگ اهمیت دارند. مثلا در خانواده قرمز، شرابی بورگاندی (Burgundy) با ارزش تیره یا تاریک، از قدرت بیشتری نسبت به یک صورتی متمایل به قرمز (Rose Pink) با ارزش روشن، برخوردار است یا یک رنگ فیروزه ای (Turquoise) باشدت کم و تلطیف شده، می تواند هیجان انگیزتر از یک آبی کمرنگ (Pale Grayed Aqua) باشد.

یکی از ابزارهای مهم گرافیکی برای ایجاد ترکیب رنگ، چرخه رنگی است که ساختاری دایره ای شکل دارد و شامل رنگ های پایه (اصلی)، ثانویه و گروه سوم است، این چرخ دمای رنگ را به شکلی عینی به تصویر می کشد. مثلا: گرما در مقابل سرما، درست مانند اعضای روحی و روانی بدن ما که پیام یک رنگ خاص را انتقال می دهند. بر اساس ارتباطات کهن و بین المللی، رنگ‌ها غالبا به صورت سرد و گرم قابل ادراک هستند. قرمز، نارنجی و زرد با گرما و أتش و خورشید سر و کار دارند در حالی که آبی، سبز و بنفش از دیدگاه آدمی با آرامش دریا، آسمان، شاخ و برگ گیاهان و فضای بیرونی مرتبط هستند. با تغییر یک “رنگ زمینه” با ته مایه (Undertone) می توان دمای رنگ را تا حدودی تغییر داد. فرمزهای خانواده زرد از قرمزهای خانواده آبی گرمتر هستند. هر چه ارغوانی قرمزتر می شود. گرمای بیشتری به خود می گیرد. آبی خانواده سبز نشان خنکی آب است و مایع بودن را تداعی می کند مثل رنگ های آبکی ولی سبز با زمینه زرده حس گرمتری را نشان میدهد. ترکیب رنگ های گرم پیام های انرژیک تر، فعال تر و پرخاش جویانه تری را بیان می کنند در صورتی که رنگ های سرد، لطیف تر، آرام تر و ساکن تر هستند. البته اگر رنگ های سرد رو به روشنی بروند از خاصیت آنها کاسته می شود. هر چه رنگهای سرد شاداب تر بشود بیشتر خاصیت خود را هویدا می کنند.

مونوتون یا تک رنگ (Monotone):

استفاده از یک رنگ خنثی را مونوتون مینامند که شامل روشن کامل تا خاکستری متوسط (نیمه خاکستری، بژ، خاکستری مایل به قهوه ای و کرم مایل به سفید که سکون، حالت آرام، و یا یک نمای ملایم کلاسیک را به تصویر می کشد. لطافت (رنگ) مورد استفاده در محصولات گران قیمت باید جذاب باشد ولی در نمادها، بسته بندی، تبلیغات یا هر مورد تبلیغاتی دیگری، مونوتونها باید به قدری لطیف باشند که احساس نشوند، پس مقداری کنتراست (تضاد) در رنگ یا استفاده از مقداری بافت یا (texture) ضروری است.

مونوکروماتیکها (Monochromatics):

استفاده از یک خانواده رنگ با ارزش ها یا شدت های متفاوت، رنگ بندی مونوکروماتیک نامیده میشود. این ترکیبات می توانند در القای حالات لطیف بسیار تأثیرگذار باشند مثل احیای کیفیت سبزی شاخ و برگ درختان یا خوشمزگی یک قهوه ای شکلاتی پررنگ که در یک رنگ شیر قهوه ای Creamy Mocha محو میشود.

رنگ‌های مشابه (Analogous):

رنگ های مشابه در چرخه رنگ، همسایه خانوادگی یکدیگر هستند. اگر ترکیب ها از یک چهارم چرخه رنگ تشکیل شوند و چون ته مایه یا رنگ زمینه (Undertone) مشترک دارند، همواره هماهنگ به نظر می رسند. مثلا آبی، سبز آبی و سبز. اما هارمونی محض لزوما هدف ما نیست چون استفاده بسیار لطیف از یک رنگ ممکن است از میزان تأثیر آن بکاهد. گسترش گروه رنگهای مشابه به نوعی توسط افزودن کمی از سایر رنگهای همسایه مثلا سبز، سبز آبی، آبی و آبی ارغوانی انجام می پذیرد که توجه بیشتری را به خود جلب می کند.

مکمل ها (Complementary):

رنگهای مکمل دقیقا همان رنگهای متقابل چرخه رنگ هستند که اگر دو به دو استفاده شوند، یکدیگر را پوشش می دهند. در اصل آنها همدیگر را کامل می کنند. مثلا رنگ های خانواده قرمز در تقابل با رنگ سبز، قرمزتر به نظر می آید. همچنانکه نارنجی در آبی و یا زرد در ارغوانی از جلوه بیشتری برخوردار است. آنها در عین حالی که رنگ های متضادی هستند، یکدیگر را نیز متعادل می سازند. ینی رنگ گرم و دیگری سرد است. به نظر می رسد که هر مکمل در محدوده تلاقی (با رنگ دیگر) در نوسان است که این تضاد همزمان نام دارد. آنها در مایه های بسیار روشن، توجه بیشتری را به خود معطوف می سازند پس زمانی در بسته بندی، تبلیغات، محل فروش، بنرها (Banners)، لباس های ورزشی یا هر مورد دیگری استفاده ک تأثیر ویژه ای از خود برجای می گذارند چون در همه این موارد، فراوانی و توجه آنی بسیار مهم است. اگر منه ارزش کمرنگ تر یا پررنگ تر استفاده شوند، تأثیر آن بسیار لطیف تر خواهد شد.

رنگ های حسی:

رنگ هایی که ما می بینیم، بسیار تحت تأثیر احساسات ما هستند. از ابتدای دوران کودکی و از زمانی که ما اولین ادراکات رنگی خود را پیدا می کنیم، شروع به قانونمند ساختن احساساتی می کنیم که از این رنگ ها به ما می رسد و در دوران بزرگسالی نیز بسیار به کار می آید. برخی کارشناسان اعتقاد دارند که انسان از یک خرد کهن برخوردار است، که از خلال قرون پیشین و از بدو خلقت به او رسیده است. آنچه روشن است، ما حافظه ای ارتباط ساز در مورد فضا، فرم، الگوها و رنگها داریم.
کودکان از سن دو ماهگی ترجیح می دهند با اشیاء رنگی سروکار داشته باشند تا اشیاء غیر رنگی. وقتی بچه ها کمی بزرگتر می شوند ذهنی رنگ گرا پیدا می کنند و بیشتر جذب رنگ می شوند تا فرم. وقتی به سن بلوغ می رسند ذهن آنها عموما فرم گرا می شود اما بیشتر انسانهای خلاق در طول زندگیشان رنگ گرا باقی می مانند. درست است که بچه ها بیشتر جذب سیاه و سفید می شوند ولی در واقع آنها سیاه و سفید را ترجیح نمیدهند، فقط توجهشان را جلب می کند چون آنها قبل از آنکه رنگ ببینند، تضاد بسیار زیاد مشاهده می کنند. از آنجایی که مغز یک کودک هنگام تولد، کامل نیست؛ رنگ به عنوان یک محرک، نقش مهمی در شکوفایی ذهن کودک ایفا می کند. مطالعات مربوط به حرکات چشم که منبع توجه کودکان را ضبط می کند نشان می دهد که صرفه نظر از جنسیت کودک (هر آنچه مربوط به میزان توجه بیشتر پسران نسبت به دختران شنیده اید را فراموش کنید، چون هیچ تحقیقی در تأیید ان وجود ندارد) آبی و قرمز پرتوجه ترین رنگها در هنگام کودکی هستند. رنگ قرمز، کمک ویژه ای به ارتباطات داخلی اعصاب مغز می کند که این نکته بیانگر این است که چرا بچه ها به رنگ توجه دارند. وقتی بچه ها بزرگتر می شوند عادات، الگوی یادگیری و انجام آنچه بزرگترها می گویند، رنگ درست را در ذهن آنها تشکیل می‌دهد.

خاطرات کودکی ما با رنگ هایی که در ذهن ما برای همیشه نقش بسته و حک شده اند، ارتباط تنگاتنگی دارد. شاید حتی ندانیم که ما رنگ های مرتبط با خاطراتی خاص را به خاطر می آوریم ولی ضبط صوت مغزی ما هرگز خاموش نمی شود و حتی در بزرگسالی هم ما نسبت به رنگ ها به صورت منفی یا مثبت واکنش نشان می‌دهیم. برای دوران قبل از بلوغ و جوانان تازه بالغ استفاده از پسوند (ln) به (رنگ …) در رنگ‌ها بسیار مهم است، همانطور که به آنها حالت و شناخت می بخشد. در این سنین فشار همسن و سالان زیاد بوده و رنگ، راه مناسبی برای شورش است. چه راهی بهتر از این برای جلب توجه و اظهار وجود: یک موی زرد و سبز؟! این گروه سنی به شدت نیازمند جلب توجه است، بنابراین برای طراح و تولید کننده واجب است که نسبت به آینده مد رنگ و پیش بینی های مربوط به آن آگاه باشد. زمانی که ما بالغ می شویم بیشتر به اهمیت ابراز وجود در خودمان پی می بریم. تمایلات، همواره نقش مهمی در انتخاب رنگ ها ایفا می کنند ولی سلایق شخصی و ترجیحات ما نیز به همان میزان مهم هستند.

پیش زمینه های فرهنگی و سنتها، روی آموخته های کنشی و واکنشی ما به رنگ نیز به همان اندازه تأثیرگذار است. مثلا عرفان هندی اعتقاد دارد سبز، رنگی است که هارمونی به ارمغان می آورد. اگر شما یا کارفرمای شما با این عقیده که رنگ سبز، بیانگر هارمونی است، بزرگ شده اید، این خانواده رنگ میتواند واکنش های مثبت او را، در هر شکل و در هر مکانی که استفاده شوند، برانگیزد.هر فرهنگی، میراث منحصر به فرد خود را در زمینه نماد شناسی رنگ (سمبولیسم رنگ) دارد و هر کدام از شما، محصول محیط اطراف خود هستید پس کارفرمای شما نیز چنین فردی است. وقتی شما با گروه فرهنگی خاصی سروکار دارید، ملزم به مطالعه و بررسی پیشینه ذهنی آن مردم، از رنگها در فرهنگ مربوط به خودشان، هستید. با کوچ مردم از مکانی به مکان دیگر، آنها فرهنگ خاص رنگی خودشان را نیز با خود حمل می کنند ولی برخی افراد، بسیار سعی می کنند تا با تقلید رنگ های محیط اطراف، خود را با محیط سازگار نمایند. بنابراین بهتر است این ذهنیت را نداشته باشیم که تمام مردم یک فرهنگ بخصوص، همان واکنش را نسبت به رنگ خواهند داشت. با شکسته شدن سدها و رشد ارتباطات، همگونی بیشتری در تبادلات رنگی وجود دارد، بخصوص بسیاری از شرکت ها با توجه به تفکرات قدیمی رنگها (بین مردم جهان) بازارهای جهانی خود را تغییر و گسترش داده اند. مثلا در طول تاریخ سفید رنگی مرتبط با صبح در فرهنگ چین بوده است. امروزه نه تنها سفید در همه چیز، از تیشرت گرفته تا لباس عروس مورد استفاده قرار می گیرد، بلکه در هواپیماها نیز به همان میزان استفاده میشود. این تغییر ذائقه و سلیقه در بیشتر فرهنگ هایی که کمتر به سنتها پایبند هستند و آماده پذیرش تغییرات هستند، بخصوص در جوانترها دیده میشود. امروزه توجه فزاینده ای به رنگ های شناخته شده آمریکایی در بازارهای خارجی وجود دارد و عمده دلیل آن فیلم های آمریکایی و تأثير مضاعف صنعت موسیقی است. شبکه های جهانی، امروزه ارتباطات بنیادین گسترده تری را پایه ریزی کرده اند و گذشته از تبادلات فرهنگ ها، یک حساسیت نسبت به رنگ در سطح جهان در حال شکل گیری است . درمیان تقابل فرهنگ ها، یکسری قوانین عمومی نیز وجود دارد که از واکنش‌های بشری نسبت به رنگ به وجود می آید. که عمدتا به دلیل ارتباطات و واکنش های روحی، روانی نسبت به رنگ هایی است که جهانی هستند. مثلا چرا قرمز همیشه جلب توجه می کند؟ چرا در تمامی زبان ها اولین رنگی است که بعد از سیاه و سفید به کار می رود؟ ارتباطات روانی که به شروع تاریخ باز می گردند، بحث ارتباط قرمز با خون و آتش را پیش می کشند که دو جزء مهم و ضروری برای بقای زندگی است. اما قرمزی خون و آتش می تواند نشانگر خطر نیز باشد. پس توجه به رنگ بسیار مهم است که پایه واکنش “بکش یا کشته می شوی“ و ترغیب انسان برای عمل به آن است. به مرور زمان، انسان تحت تأثیر واکنش ها نسبت به رنگ قرار گرفته است، گرچه ما نمی توانیم لزوما از رنگ قرمز فرار کنیم ولی باید به آن توجه کنیم.

رنگ های مرئی:

واکنش نسبت به رنگ تا حد زیادی (نه کاملا) مادرزادی است. درک چگونگی دیدن رنگ جهت تحسین میزان پیچیدگی سیستم بینایی، اهمیت ویژه ای دارد. چشم نیز، به مانند گوش به امواج انرژی واکنش نشان می دهد. هم امواج نورانی مرئی و هم امواج رادیویی، از جمله موارد متعدد انرژی الکترو مغناطیسی هستند که از اشعه های کیهانی در بالاترین سطح تا نیروی الکتریکی انتقالی در پایین ترین سطح، طبقه بندی می شوند. این اشکال انرژی متفاوت هستند چون آنها در طول موجهای مختلفی در نوسان هستند. امواج خاص انرژی در یک محدوده معین را طیف نمای مرئی (Visible Spectrum) می نامند. رنگ هایی که واقعأ ما می بینیم از نور ماوراء بنفش تا مادون قرمز، همگی مرئی هستند یعنی پایین تر از مادون قرمز و بالاتر از ماوراء بنفش نامرئی هستند. طیف یا رنگمایه معمولا توسط طول موج برتر ایجاد می شود. همانطور که لومینانس (میزان تاریکی یا روشنی یک رنگ) با مقدار انرژی الکترو مغناطیسی تعریف می شود.
احساس و ادراک رنگ با طول موجی تعریف می شود که به “رتینای” چشم می رسد. رتینا چیست؟ “رتینا” غشای حسگری است که پیام های دو چشم را در (مغز) از هم تفکیک می کند. خط (میله ای) و مخروط (Retina) نسبت به نور عکس العمل نشان میدهد. این عکس العمل به واسطه یک فعل و انفعال الکتروشیمیایی است که
سیگنال ها را به بخش بصری مغز ارسال می کند. گیرنده های متعددی هستند که : مکلف به انجام دادن این اعمال خاص هستند و نسبت به ارتعاشات مقطعی غشای
چشم (Curtain) حساسند.

مراحل انتخاب رنگ برند :

پیام را تعریف کنید: رنگ برند شما آرام بخش است؟ شهوانی است یا روحانی؟ آیا طعم و عطر شیرین را نشان می دهد یا پاکی و نوع و گروه را ؟ رنگ برتر خود را که ناقل پیام است انتخاب کنید. رنگ های مکمل را برای تقویت پیام انتقالی، انتخاب کنید. گزینه های خود را برای اینکه در میان مخاطبان درست به هدف بزنید، تنظیم کنید. رنگهای مشابه و رقیب را برای بررسی شباهت ها، امتحان کنید.

راهنمای ترکیب رنگ جهت خلق یک پیام آنی، ترکیب رنگ ها باید شامل راهنمای رنگ های بصری باشد که باعث ایجاد واکنش های خاص می شود. واکنش هایی که بهترین شیوه بیان مقاصد یا اهداف محصول یا خدمات مورد نظر است. به عنوان یک قانون کلی، وجود یک نظم طبقاتی برای رنگ برتر، رنگ وابسته و رنگ تأكيد، لازم به نظر می آید. انجمن مطالعات لغت، نشان داده که رنگ های برتر، بر طبق لیست زیر واکنش های زیر را در پی خواهند داشت و نباید فراموش کرد که بعد مثبت در بیشتر رنگ‌های متداولتر از ابعاد منفی احتمالی آنهاست. این واکنش ها بر اساس ارتباطات و ریشه های واکنش رنگی به عنوان بخش «خانواده رنگها» شناخته می شوند که شما را در تعریف و خلق تأثیرگذارترین ترکیب و حالات رنگی یاری می دهند.

رنگ های غالب و واکنش های آنها در انسان‌ها:

  • قرمز روشن (Bright Red): هیجانی، انرژیک، شهوانی، داغ، پویا، مهیج، محرک، نمایشی، پرخاشجو، قدرتمند
  • صورتی روشن (Bright Pink):هیجانی، شاد، داغ، جالب توجه، انرژیک، جوان، روح دار، جذاب، تجاری، وحشی
  • صورتی کمرنگ (Light Pink): رمانتیک (عاشقانه)، نرم، شیرین، لطیف، دلفریب، کودکانه، ظريف صورتی خفه یا
  • صورتی خاکی (Dusty Pink): نرم، راحت، لطافت، مبهم
  • قفایی (ارغوانی روشن) (Mauve): نرم، مطیع، آرام، احساساتی (سانتی مانتال)
  • شرابی (Burgundy): غنی، برازنده، صاف، طعم دار، گران، بالغ
  • فوکسیه، صورتی پررنگ (Fuchsia): روشن، هیجانی، جالب، داغ، با انرژی بالا، شهوانی
  • قرمز آجری (Brick Red): زمینی، قوی، گرم، کشور
  • سفالی (Terracotta): زمینی، گرم، سالم و بی خطر، کشور، خوش آمدگو
  • نارنجی (Orange): جالب، خیالبافانه، کودکانه، شاد، گداخته، غروب، حیاتی، فصل درو، داغ، آب میوه ای، دارای مزه تند، انرژی بخش، گروه دوست، دوستانه، بلند
  • هلویی (Peach): مغذی، نرم، تیره، خوشمزه، میوه ای، شیرین، جالب
  • زرد کمرنگ (Light Yellow): بشاش، شاد، نرم، جالب، گرم، شیرین
  • زرد روشن (Bright Yellow): روشنگر، طلوع خورشید، بشاش، دوستانه، داغ، درخشان، انرژی
  • زرد مایل به سبز (Greenish Yellow): لیمویی، ترش مزه، میوه ای، اسیدی
  • زرد طلایی (Golden Yellow): پاییز، گل ها، محصول (درو)، غنی، خورشیدی، گرم، گندم، راحت، حرارت دیده (آفتاب پخته)، کره ای (روغنی)
  • کرم (Cream): نرم، غنی، گرم، خنثی، صاف، کلاسیک، خوشمزه
  • بژ (Beige): کلاسیک، ماسه ای، زمینی، خنثی، نرم، گرم، ملایم
  • قهوه ای زمینی (Earth Brown): ریشه دار، سالم و بی خطر، سرپناه، مردانه، جنگلی، گرم، بادوام، ایمن، روستایی، زمین، چرکی
  • رنگ قهوه یا شکلاتی (Coffee or Chocolate): غنی و خوشمزه
  • ارغوانی مایل به قرمز (Red Purple): مهیج، شهوانی، زرق و برق داره خلاق، یگانه
  • گوجه ای پررنگ (Deep Plum): گران، شاهوار، کلاسیک، قوی، برازنده
  • ارغوانی مایل به آبی (Blue Purple): مرموز، معنوی، آینده گرا، فانتزی، متفکرانه (Meditative)
  • بنفش کمرنگ (Lavender): حس دلتنگی (نوستالژیک)، ظریف، خوشبو، گلدار، شیرین
  • ارغوانی انگوری (Grape): پیچیده، شیرین، فریبنده
  • ارکیده‌ای (ارغوانی روشن) (Orchid): شهوانی، گل ها، روح بخش، استوایی
  • آبی کمرنگ (Light Blue): آرام، ساکن و ساکت، صلح طلب، خونسرد، آب، تمیزی
  • آبی آسمانی (Sky Blue): آرام، خونسرد، بهشتی، ثابت و پایدار، وفادار، درست، قابل اعتماد، شاد، راحت، آرامش بخش
  • آبی مایل به خاکستری (Teal Blue): شاد، غنی، کلاسدار، گران، یگانه
  • آبی روشن (Bright Blue): الکتریک، انرژیک، پرطراوت، پرچمها Flags، شاد، نمایش، پرتحرک (هیجان آور Stirring، تکان دهنده)
  • آبی دریایی (Navy Blue): معتبر، مقتدر، پایه ای، کلاسیک، محافظه کار، قوی، قابل اطمینان، سنتی، یک شکل، خدمات، قابل اعتماد، ملوانی، مطمئن، حرفهای، آرام، سکوت و سکون
  • فیروزه ای (Turquoise): اقیانوس، استوایی، جواهری
  • آبی آبکی (Aqua): خونسرد، تازه، مایع، اقیانوس، سرحال آورنده، بهبود بخش
  • سبز کمرنگ (Light Green): آرام، ساکت، خنثی، مسکن
  • سبز تیره (Dark Green): طبیعت، صداقت، سرحال آورنده، خنک، ساکت، استراحت، ثابت، جنگل، چوبینه، سنتی، پول
  • سبز زیتونی (Olive Green): ارتش، پوششی یا مخفی، سفری، کلاسیک، یکنواخت
  • سبز روشن (Bright Green): تازگی، سبزه، ایرلندی، زنده، بهار، شاخ و برگ، بیرونی (برون گرا)
  • سبز مایل به زرد روشن (BrightYellowGreen): هنری، دقیق، بی باک، پرزرق و برق، تجاری، کهنگی و قدیمی، لاغر، تهوع آور
  • سبز لیمویی (Lime): ترش، اسیدی، تازه کننده، میوه ای، زنده
  • سفید خالص (Pure White): پاکی، تمیزی، استریل، بی گناهی، سکوت، سبک وزن، هوایی، روشن، براق
  • سیاه (Black): قدرتمند، برازنده، مرموز، سنگین، پایه ای، بی باک، کلاسیک، قوی، گران، جادویی، شبانگاهی، شکست ناپذیر، پرستیژ، معتدل
  • خاکستری زغالی (Charcoal Gray): حرفهای، کلاسیک، گران، پیچیده، بادوام، جامد، بالغ
  • خاکستری خنثى (Neutral Gray): کلاسیک، خونسرد، معتدل، تجربی، مشارکت جو، بی زمان، کیفیت، آرامش، روحانی
  • خاکستری مایل به قهوه ای (Taupe): کلاسیک، خنثی، تجربی، بی زمان، کیفیت، پایه ای
  • نقره ای (Silver): خنک، گران، پول، قیمتی، آینده گرا
  • طلایی (Gold): گرم، وافر، گران، تابان، قیمتی، با پرستیژ

رنگ برند شما کدام است آیا همان حسی که مد نظرتان است منتقل می‌کنید؟

ترکیب رنگ ها:

بیشتر حالات و تم رنگها با ترکیبی از سه رنگ، تصویر شده اند. اگر بیشتر از سه رنگ لازم باشد، گزینه های جدید می توانند با همان تم قبلی از یک گروه رنگی دیگر ساخته شوند.

بعضی ترکیبها، بسته به نوع مصرف و تاثیر مورد نظر، ممکن است فقط از دو رنگ استفاده کنند. مثلا قدرت و طراوت زرد در مقابل مشکی نیرومند، قدرت بیشتری را القاء می کند یا یک قرمز ماتیکی در مقابل یک ارغوانی مخملی، قطعأ شهوانیت بیشتری را القاء می کند. عناصر طراحی و طبیعت ترکیب رنگ ها، باید به نحوی وارد بازی شوند. گفتنی است برخی از پیام ها با استفاده بیشتر از رنگ ها از بین می روند و عکس این موضوع هم صادق است.

البته هیچ قانون قطعی در مورد تعداد رنگ های مورد نیاز در ترکیب رنگ ها وجود ندارد. آنچه مسلم است، گزینه نهایی فقط در چشمان طراح وجود دارد ولی حالت محصول نهایی و کار پایانی، دقیقا توسط رنگهای انتخابی تعریف می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *