لوگو برند

آویس

یک مشتری، دنیا را با دو چشم افقی که بر روی سر قرار گرفته اند، تماشا می کند. درست مثل این که از شیشه ی جلوی اتومبیل بیرون را بنگرید. برای کسب بالاترین تجربه ی بصری، حروف آرم لوگو برند باید شکل پنجره ی جلوی اتومبیل را داشته باشد؛ یعنی به طور تقریبی به عرض دو و یک چهارم واحد و به ارتفاع یک واحد.
آرم شرکت آویس، تقریبا یک شکل کامل است.

یک آرم برند باید به گونه ای طراحی شده باشد که هر دو چشم بیننده را به خود جلب کند.
یک آرم برند، ترکیبی است از علامت تجاری که نماد بصری یک نام تجاری است و نام تجاری به صورت ترکیب بندی حروف نام آن شرکت است که معرف و مشخص کننده ی آن شرکت یا سازمان است و گرافیست و طراح آن را به وجود می آورند.
لوگوتایپ یا همان لوگو برند به شکل های مختلف ظاهر می شود. گرد، بیضی، افقی و عمودی؛ اما همهی شکل ها از نظر مشتری یکسان نیستند.
از آن جا که چشمان هر مشتری در کنار یکدیگر قرار گرفته اند، شکل مطلوب لوگو برند باید افقی باشد، به طور تقریبی دارای دو و یک چهارم واحد عرض و یک واحد ارتفاع.
این شکل افقی، بالاترین تماس بصری را برای برند شما تأمین می کند. این امر واقعیتی است که در مورد هر لوگو برند که در هر جا استفاده می شود، مصداق می یابد: بر روی ساختمانها، بروشورها، سرنامه ها، تبلیغات و کارت های دعوت
این شکل افقی، به ویژه زمانی که لوگو برند بر روی سازمان یک خرده فروشی قرار می گیرد، بسیار اهمیت دارد. در زیر چراغ های نئون، یک لوگو برند عمودی در معرض خطری جدی قرار می گیرد. لوگو برند کلاههای کابویی آربی، نمونه ی مناسبی از کیفیت ارائه ی یک لوگوتایپ عمودی است.

خوانایی یک لوگو برند نیز به همان اندازهی شکل آن اهمیت دارد. پاره ای از طراحان برای جلب توجه در طراحی نشان تجاری، از تمامی ترفندهای مختلف کمک می گیرند، اما به خوانایی آن اهمیتی نمی دهند.
حروف تایپ شده با مدل ها و وزن های مختلف ظاهر می شوند، اما مشتریان به ندرت از این تفاوت آگاهاند. به قول دیوید اگیلوی، هرگز زنی نخواهد گفت که «اگر شکل حروف تایپ شدهی فلان پاک کننده متفاوت بود، من آن را می خریدم».
شرکتهای معتبری چون ساعت رولکس، رالف لورن و یا رولزرویس چه نوع حروف چاپی را انتخاب می کنند؟
واقعیت این است که کلمه های رولکس، رالف لورن و یا رولزرویس قدرت نام تجاری را انتقال می دهند. شکل حروف چاپی در نشان تجاری آنها می تواند این جریان انتقالی را تشدید و یا تضعیف کند، اما به شکلی کاملا خفن
از سویی دیگر، اگر این حروف، خوانایی لازم را نداشته باشند، نشانی نیز در ذهن مصرف کننده مفهومی نخواهد داشت. نه به دلیل و که استفاده شده است، بلکه به دلیل آن که مخاطب قادر به خواندن آن ها نیست. خوانایی مهم ترین نکته ای است که باید هنگام انتخاب حروف چاپی به آن توجه نمود.
به یقین، تفاوت های عمده در احساسی کهلوگو برند انتقال می دهد، وجود دارد. سن سریف به نظر نو و جدید می رسد، حروف چاپی سریف به نظر قدیمی می آید. حروف چاپی درشت، مردانه به نظر می رسند و حروف چاپی سبک، زنانه.
اما این تفاوتها، تنها در حالت های مبالغه آمیز ظاهر می شوند. آیا به راستی مایلید که نام تجاری خود را با حروف سیاه گوتیک (حروف چاپی که در لوگوتایپ مجله ی نیویورک تایمز به کار گرفته شده است نمایان سازید تا نام تجاری تان به نظر قدیمی و جاافتاده جلوه گر شود؟ ما این طور فکر نمی کنیم. اگرچه چنین روشی می تواند دارای تأثیر بصری باشد، اما مخاطبان اندکی قادر به خواندن آن و در نتیجه، به خاطر سپردن آن) خواهند بود. این، یک دایره ی معیوب است.

برای آن که توجه یک مخاطب عادی را به چگونگی لوگو برند خود جلب کنید، ناچارید که خصوصیات حروف چاپی خود را به طور اغراق آمیزی به نمایش در آورید؛ و زمانی که به این عمل مبادرت می کنید، خوانایی آن را نادیده می گیرید. این معامله ارزشی ندارد.
به اجزای دیگر علامت تجاری، لوگو برند و یا نماد بصری نیز بیش از اندازه بها داده شده است. مفهوم در کلمه قرار دارد، نه در نماد بصری.
این، نام نایکی است که به نماد آن مفهوم می بخشد و نماد آن مفهوم چندانی به نام تجاری نایکی نمیبخشد. پس از آن که نمادی به مدتی طولانی با نام تجاری مرتبط می شود، نماد می تواند جانشین نام تجاری شود. اما با این حال، هنوز هم نام تجاری است که اعتبار و قدرت را منعکس می سازد. و پس صدای چلپ چلپ کردن، نشان علامت تجاری نایکی است؛ اما امتیاز استفاده از نماد به تنهایی بسیار ناچیز است و در موقعیت های خاصی به کار گرفته میشود. برای مثال، زمانی که شما از فاصلهای دور، نماد را مشاهده می کنید، در حالی که قادر به خواندن نام تجاری نیستید و یا شاید بتوانید نماد را بر روی خود محصول و یا مقاله ای که در مورد محصول پوشاک نوشته میشود، قرار دهید، قید نام تجاری به نظر بسیار «تبلیغاتی» خواهد رسید. شاید پس از صرف مبلغ سالیانه ۱۰۰ میلیون دلار برای مرتبط ساختن نام نایکی و نماد آن، سرانجام به نشان دادن نماد اکتفا کنید. اما امتیاز این کار چیست؟

برای مثال، شرکت های شل و موبیل را مقایسه کنید. شل، علامت تجاری خود را در پمپ بنزین ها نصب کرده است، بدون آن که نام شل ذکر شود. موبیل دارای نشانه ی تجاری با حروف چاپی آبی و حروف «» به رنگ قرمز در میان حروف آبی است که کلمهی موبیل را هجی می کنند. روش کدام یک بهتر است؟ به عقیده ی ما، روش شل دارای برتری خاصی است که مدیون نام ساده و نماد بصری سادهی آن است. اما مزایای روش شل کدام اند؟ بسیار اندک اند و حتی معایبی نیز در میان آنها به چشم می خورد. با رشد افراد و ورود گروه جدید مخاطبان به بازار، آنها چگونه به معنی نماد زرد رنگی که نشانه ی «شل» است، پی خواهند برد؟ به ویژه زمانی که مخاطب، شل را که نام تجاری بنزین است، نمی شناسد.
تلاشهایی گسترده برای خلق نمادهای چشمگیری که در نشانهای تجاری به کار گرفته می شود، صورت گرفته؛ اما بخش اعظم این تلاشها عبث است. نیروی یک نام تجاری در مفهوم آن – که در ذهن مخاطب تثبیت شدهنهفته است و در اکثریت نامهای تجاری، یک نماد با خلق این مفهوم در ذهن مخاطب کمترین ارتباطی ندارد.
تنها معدودی از نمادهای ساده هستند که نشان های تجاری بانفوذ و مؤثر را خلق می کنند (ستارهی سه بعدی مرسدس بنز از آن جمله است. اگر تاریخ اراده نکرده است که یکی از نمادهای ساده به شما تعلق گیرد، شاید دیگر در زمان حاضر، برای خلق چنین نمادی دیر شده باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *