روانشناسی اهمالکاری

صد کتابی که قبل از مرگ باید بخوانید!

کتاب شماره ۵: روانشناسی اهمالکاری

روانشناسی اهمالکاری: غلبه بر تعلل ورزیدن

نویسنده: آلبرت الیس، ویلیام جیمز نال
مترجم: محمدعلی فرجاد  
ناشر: رشد 
تاریخ نشر: ۱۳۹۱ 
تعداد صفحه: ۲۲۶ 
خوب قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب و گوشه ای از متن کتاب رو براتون قرار بدم تا مطالعه کنید باید اعتراف کنم که اهمال کاری چیزی بود که به شدت خودم درگیرش بودم 😊 و اگر بخوام از تجربه‌ی شخصی خودم براتون بگم که چطوری باهاش کنار اومدم شاید باورتون نشه که تنها راه غلبه بر اهمالکاری سخت کوشیه که من فقط تلاشمو بیشتر کردم همین! 😎
البته یکی از اساتید من که مربی رشد فردی من هم هستن توی این راه خیلی کمکم کردن و یکی از اون کارهای شاقی که من توی اون دوره انجام میدادم این بود که از ۵ صبح بیدار میشدم، ۶ صبح میرفتم توی پارک و شکرگزاری میکردم و در ابتدای روز برنامه همون روزمو کاملا بررسی می کردم.
اسم استادمو فراموش کردم بگم.
سرکار خانم ماهک کشمیری پور که اگه توی پیج اینستاگرامم یکم کنکاش کنید عکس من در کنار ایشان رو خواهید دید. و خوب پیجشون رو هم میتونید ببینید.
و یه حرف دیگه ای که ملکه ذهنم شده و همیشه با خودم تکرار میکنم. صحبت استاد گیتارم (جناب آقای کاوه رحمانی) هست که میگن قرار نیست همیشه زندگیت عالی باشه و به راحتی به هر چیزی که میخوای برسی.
پس اگر قدرت، ثروت، شهرت و …. میخوای باید سخت کوش باشی و خیلی زیاد واسش تلاش کنی. زمانی که دوستات دارن تفریح میکنن یا تو خواب نازشون هستن تو تلاش کن!
خوب این کتاب پنجمین کتابیه که قبل از مرگتون باید بخونید!
دوباره این نکته رو یادآور میشم که این صد کتاب یه لیستی از کتاب هایی هست که خودم مطالعه کردم و زندگی منو تغییر داده و من از این کتاب ها درس های زیادی گرفتم.
خوب بریم که فصل اول کتاب رو یه بررسی اجمالی بکنیم.

فصل اول اهمالکاری و خصوصیات آن


اهمالکاری چیست؟

از نظر روانشناسی، «اهمالکاری ، یعنی به آینده محول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. اما این واژه نزد افراد مختلف، معانی متفاوتی دارد و وجوه مختلفی از آن برداشت می شود:
۱٫ شما مایل به انجام کاری هستید و آن کار، دست کم می تواند در آینده برای شما نتیجه بخش باشد، هرچند در حال حاضر ضروری به نظر نمی رسد.

۲٫ شما به طور قطع، مصمم به انجام کاری هستید.

۳٫ شما بدون علت کاری را به تأخیر می اندازید.

۴٫ شما نتایج نامطلوب «به تعویق انداختن» کار را در نظر میگیرید.

۵٫ شما با وجود آگاهی به زبانهای اهمالکاری، کارتان را به تعویق می اندازید.

۶٫ شما از اینکه عادت به اهمالکاری دارید، خودتان را سرزنش می کنید یا برای موجه جلوه دادن این عادت زشت، دلایل مختلفی را دستاویز قرار می دهید و از خود دفاع می کنید.

۷٫ شما ناخودآگاه به اهمالکاری خود ادامه می دهید.

۸٫ شما کارتان را در آخرین مهلت با اکراه انجام می دهید یا هرگز آن را انجام نمی دهید.

۹٫ شما از اینکه کارتان را به موقع انجام نمی دهید، ناراحت هستید و از این بابت که بدون دلیل آن را به تأخیر انداخته اید، خود را سرزنش می کنید.

۱۰٫ شما به خود قول می دهید که از حالا به بعد، دیگر کارهایتان را به تأخیر نیندازید و در حقیقت درصدد این هستید که این رفتار را مرتکب نشوید.

۱۱. زمان زیادی از این وعده نمی گذرد که شما در مواجهه با مشکلی دیگر، باز هم اهمالکاری می کنید.

ما در این کتاب نشان خواهیم داد که وجوه مختلف  اهمالکاری و به تعویق انداختن  کارها، در قالب موارد گفته شده قرار می گیرد. منتها بعضی در حد «طبیعی» قرار دارد و ممکن است حتی در بهتر ارائه دادن آن کار نیز به شما کمک کند؛ اما به طور کلی، به تعویق انداختن کار، رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بردارد و هرگز نمی توان از تأخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. «اهمالکاری» به هر نحوی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورت عادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید زیرا پیامدهای تأخیر در کار، برای خود شخص نیز رنج آور است و احساسی که از این تأخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینی شده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بردارد.

از نظر آماری، این عادت نزد بیشتر مردم رایج است و بسیار نادر هستند کسانی که دچار این بیماری نباشند. عادت به تعویق انداختن» کار در انسان، نظیر بسیاری از عادتهای دیگر همچون پرخوری و سیگار کشیدن، جنبه فراگیر دارد که مردم با اینکه از زیان آنها آگاه هستند، با این وجود، از کنار آن بی توجه می گذرند.
ما عادت داریم برای خطاهای خود، از جمله تأخیر در کارها، به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن روی آوریم، در نتیجه با این کار خود، به تجدید و تقویت آنها کمک میکنیم. وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید، در حقیقت آن را امری موجه جلوه می دهید و عواقب آن را از یاد می برید.
گاهی به زشتی عادتی که پیدا کرده اید، می اندیشید و از اینرو، پیش وجدان خود شرمنده می شوید. این احساس خوبی است که می تواند شما را از ادامه روش قبلی بازدارد، ولی این حالت کلیت ندارد؛ چرا؟
در حالت اول، یعنی احساس شرمندگی و ناخوشایندی که براثر سهل انگاری در شخص ایجاد می شود، ممکن است بتدریج فرد را به دوری و پرهیز از ادامه این رفتار تشویق کند؛ در حالی که بی تفاوتی درباره آن، قطعة فرد را به ادامه این رفتار سوق می دهد.

خصوصیات الگویی برخی افراد اهمالکار

آقای دال» دانشجویی ۲۵ ساله است که تمایل دارد دانشنامه لیسانس خود را به دست آورد اما برای گذراندن امتحان، آمادگی ندارد. درس نمی خواند و به مطالعه دلبستگی ندارد. او تاکنون از ۳ کالج مختلف به علت اهمالکاری اخراج شده و به همین دلیل از رفتار خود احساس شرمندگی میکند.
«ربرت» مرد ۴۰ ساله ای است که در شرف گرفتن درجه دکترای خود در ادبیات است. او دچار افسردگی شده، زیرا فکر میکند هرگز موفق نخواهد شد که تحصیلاتش را به پایان برساند ولی به طور استثنایی، این بار کارش را جدی دنبال میکند و احتمالا موفق نیز خواهد شد. .
آقای «ج» کارگری ۲۴ ساله است. از این که کارهایش را به موقع انجام نمی دهد، احساس ناراحتی می کند و برای آنکه نمی تواند کار و شغل مناسبی داشته باشد، اندوهگین است. او در نامه نوشتن تنبلی میکند و خلاصه اینکه، در هیچ کاری، فعالیتی از خود نشان نمی دهد.
«پل» نوجوانی ۱۳ ساله است. او مدتهاست که تصمیم دارد در زیرزمین منزل خود جایی برای بازی آماده کند ولی تاکنون حتی موفق به شروع کار هم نشده، برای همین شرمنده است. حالا تصمیم گرفته به این موضوع فکر نکند، زیرا هرگاه به آن می اندیشد، خود را ملامت میکند که در کارش بسیار تأخیر داشته و وقت خود را بیهوده تلف کرده است.
در این چهار مورد، هرچهار نفر از تأخیری که در کارشان کرده اند، ناراحت و پشیمان هستند ولی کار آنها دست کم، در نتیجه مطلوب در برداشته است. اول آنکه، اهمالکاری برای آنها با احساس ناخوشایندی همراه بوده است. دیگر اینکه، احساس پوچی و بی ارزشی کرده اند که بدون شک، نتیجه و بازتاب مورد اول است.
در بیشتر گزارش هایی که در موارد مشابه به دست ما رسیده است، این نکته جلب نظر می کند که افراد یاد شده، از نداشتن اعتماد به نفس شکایت داشته اند. اینک چند نمونه از گزارشهای آنها را در اینجا شرح می دهیم
«من برای خود احترامی قائل نیستم». «من نباید تا این اندازه اهمالکار باشم ولی چه کنم که نمی توانم این عادت ناروا را از خود دور کنم». «من آدم ضعیفی هستم». «آدمی نظیر من آینده روشنی ندارد». «مردم نمی دانند من تا چه اندازه در کارهایم گیج و وامانده ام. به همین دلیل است که دست به انجام هیچ کاری نمی زنم». «من فردی بیچاره ام و همیشه گرفتار اضطراب و پریشانی ام». «من تغییر پذیر نیستم، امیدوارم روزی دگرگونی در من به وجود آید».
این طرز تفکرها برخاسته از روانهایی افسرده، پریشان، مضطرب، خطاکار، منزوی، وحشتزده، بیچاره، بی ارزش و رها شده از کنترل است.
برای فرد افسرده، آن هم در حدی که خود را براثر خطاهای خود ملامت می کند، مشکل است که براهمالکاری خویش غلبه کند.
وجود نشانه های افسردگی، خستگی، سردردهای شدید، بی خوابی، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالکار، گواه برآن است که او می خواهد خود را از رنج اهمالکاری نجات دهد. اما تنها میل به ترک عادت و سرزنش کردن خود برای رهایی از چنگال آن کافی نیست. این رفتار در آدمی تا آن زمان که به صورت عادت درنیامده، غیرقابل تحمل و رنج آور است ولی قابل درمان است، اما از آن زمان که شکل عادی به خود می گیرد، درمان ناپذیر پنداشته می شود.
اهمالکاری، نشانه شکست روحی است. برای غلبه بر این رفتار نکوهیده به مطالب زیر توجه فرمایید:

 

یک روز از زندگی یک فرد تنبل و اهمالکار

مد» با صدای زنگ ساعت، چشمانش را باز می کند. حالا زمان برخاستن و رفتن است! اما نه… او صدای زنگ را قطع می کند، بعد غلتی می زند و در رختخواب فرو می رود که خود را از نسیم خنک صبحگاهی حفظ کند. کمی بعد، صدای زنگ تلفن به گوش می رسد. از تختخواب پایین می آید و گوشی تلفن را بر می دارد. صدای دوستش جودی است که با محبت با او سلام و احوالپرسی می کند و اصرار می ورزد که فردا دیر نکند و این بار سر وقت حاضر شود؛ زیرا با اتومبیل به دنبال او خواهد آمد. دوستش «جودی» بنا بر روال همیشگی از تنبلی و بی خیالی او ناراحت است.
مد با غرولند می گوید: «مطمئن باش که به موقع حاضر خواهم بود». گوشی تلفن را می گذارد اما فردا صبح طبق معمول، با تأخیر بیدار می شود و آبی به دست و روی خود می زند تا از کسالت درآید. جلوی آیینه می ایستد، صورتش را خشک می کند و به سوی آشپزخانه می رود. چشمش به میزی می افتد که معمولا روزنامه ها را روی آن می گذارد. روزنامه ها به شکل نامرتب و تهوع آوری روی آن تلنبار شده است. او هر روز تصمیم می گیرد آنها را دور بریزد ولی هردفعه آن را به فردا موکول می کند و حالا روزنامه ها روی هم جمع شده است. اکنون این کار را برای تعطیلات هفته آینده گذاشته و تصمیم گرفته است که دیگر این وضع تكرار نشود. بعد چشمش به ظرفهای کثیف می افتد که از چند روز قبل اینجا و آنجا گذاشته شده یا در وضعیت چندش آوری روی هم چیده شده است او روز پیش به خود وعده داده که آنها را بشوید ولی تاکنون مجال آن را نیافته است. صدای بوق ماشین دوستش به گوش او می رسد! با شتاب تمام چیزی از خوردنیها برای صرف صبحانه برمی دارد، همه ظرفها کثیف هستند. وی خود را ملامت می کند که نتوانسته زندگی مربی تشکیل دهد و از خودش بدش می آید. با خود می گوید، باید فکری به حال خودش بکند و از این بدبختی رهایی یابد.
مد، آپارتمانش را در حال درماندگی و پریشانی ترک می کند. تدریس برای او کاری نفرت انگیز شده و نمی خواهد به آن بیندیشد ولی چاره ای جز آن ندارد. ناگهان متوجه می شود که طرح درس امروز را تهیه نکرده، با خود می گوید دست کم باید یک دور به آن مراجعه میکردم! با وجودی که از این حرفه بدش می آید، تاکنون تا حد امکان سعی کرده کار تدریس را جدی بگیرد و وظیفه شناس باشد. بدین علت به آپارتمانش برمی گردد تا درس آن روز را اگرچه سطحی ولی بسرعت مرور کند، در نتیجه مانند همیشه، برای سوار شدن دیر آماده می شود. آنقدر دیر که خشم دوست و همراهانش را بر می انگیزد.
در ماشین و طول راه، از بی نظم و ترتیبی اداره مدرسه و رفتارهای ناپسند همکاران شکوه میکند. همه با اکراه به سخنان او گوش می دهند و وی به دلیل این رفتار خود، احساس شرمندگی میکند، زیرا آنها هرروز نظیر این سخنان را از او شنیده اند و دیگر حوصله دوباره شنیدن آنها را ندارند. اگر کسی مطلبی از او بپرسد، پاسخش با بی توجهی تنها نه، اما، بلی و غیره است. بدین دلیل کسی با او هم صحبت نمی شود. در حقیقت کسی حرفی ندارد که با او در میان بگذارد.
خلاصه مد به اهمالکاری، عادت کرده و حتی نماد این رفتار شناخته شده است. از معاشرت با دیگران می پرهیزد و آثار اهمالکاری در او به صورت پشیمانی از رفتارش بخوبی نمودار است.

مساله وی تنها به خودش اختصاص پیدا نمیکند بلکه میلیونها نفر از مردم دچار این عادت نکوهیده هستند و از آن رنج می برند. این رفتار در اشخاص، به صورت نسبی دیده می شود.

سه وجه مختلف از اهمالکاری:

اهمالکاری و تنبلی «مد» را می توان در سه وجه مختلف مورد بررسی قرار داد:

الف. خودشکوفایی

ب. حفظ موقعیت شخصی

ج. احساس بی مسؤولیتی نسبت به دیگران”

١. خودشکوفایی: به خصوصیات فرد و هدفهایی که در زندگی به دنبال آن است ارتباط پیدا می کند. مثلا «مد» فریفته مردی می شود و او را دوست دارد و برای خشنودی او دست به اقداماتی می زند. اما همه تلاشهای خود را در این مورد به کار نمی بندد. به اندرزهای دیگران هم گوش فرا نمی دهد. خلاصه آن را امری جدی تلقی نمیکند.

۲. حفظ موقعیت شخصی: به تمام فعالیتهایی اطلاق می شود که فرد برای زندگی خود به کار می برد. همه وظایف شغلی و شخصی او به منظور آنکه از زندگی خود هرچه بیشتر لذت ببرد، در این تعریف قرار میگیرد. به عنوان مثال، برای شما بسیار اتفاق می افتد که در انجام برخی از کارهایتان، دچار اهمالکاری می شوید. مثلا در انجام تکالیف درسی خود اهمال میکنید. تکالیف خود را با تأخیر زیاد ارائه می دهید. با کسی قول و قرار می گذارید و سر موقع حاضر نمی شوید، در نتیجه برنامه او را به هم می زنید. چه بسا دوست شما در ساعتی که شما دیر می رسید با دیگری قرار دارد و نمی تواند آن را به زمان دیگر بیندازد. بنابراین، تأخیر شما در ارتباط دوستانه شما اثر ناخوشایندی برجای می گذارد.
قرار میگذارید که در ساعت معینی، برای رفتن به اسکی از منزل خارج شوید ولی به موقع آماده رفتن نمی شوید و سبب ناراحتی دوستان خود می شوید. در راه به ترافیک برمی خورید و معطل می شوید. در حقیقت شما باعث آن شده اید. وقتی دوستی این مطلب را آشکارا یا به کنایه به شما گوشزد میکند، شما به اظهارات او توجه نمی کنید یا ناراحت می شوید و ناراحتی خود را بروز می دهید.

٣. احساس عدم مسؤولیت درباره دیگران: در کارتان احساس مسؤولیت نمی کنید و در زندگی بتدریج دوستانتان را از دست می دهید. شما به عنوان کسی که همیشه کارهایش را با تأخیر انجام می دهد، معرفی شده اید ولی به آن توجهی ندارید. اگر کسی شما را اهمالکار و تنبل خطاب کند، ناراحت می شوید؛ زیرا نسبت به رفتار خود حساسیت پیدا کرده اید. خود را به خاطر همین رفتار نکوهیده سرزنش میکنید ولی نمی خواهید به دیگران حق بدهید که از رفتار شما اظهار شکایت و نا مسؤولیت باعث می شود که ش
بار شکایت و نارضایتی کنند. بنابراین عدم احساس
و باعث می شود که شما به نصایح دوستان، استادان و کسانی می خواهند در این باره به شما کمک کنند، گوش فرا نداده، در نتیجه دریج آنها را از دست می دهید. رفتار «مد» در به تأخیر انداختن نه تنها موجب آسیب دیدن شخصیت شغلی و اجتماعی او شده، بلکه دوستانش هم او را ترک کرده اند.

اهمالکاری برحسب شرایط زمان و مکان

شما می خواهید گزارشی تهیه کنید که برای آن زمان مشخصی در نظر گرفته نشده است و آماده کردن آن بستگی به کار شخصی خودتان دارد. بنابراین، برحسب عادت آن را به تعویق می اندازید. اما اگر قرار باشد در وقت معینی آن را تحویل دهید، هرطور که شده آن را آماده می کنید و نشان می دهید که می توانید آن را انجام دهید. در واقع انگیزه شما در تهیه این گزارش، انجام وظیفه شغلی شماست نه میل و خواسته شخصی تان. برای مثال، ممکن است بعضی وقتها با علاقه، چمنهای خانه را اصلاح کنید ولی در عوض، از جارو کردن طفره می روید. اهمالکاری و به تعویق انداختن کارها به طور قابل ملاحظه ای با ماهیت کارهای مختلف ارتباط دارد.

اولویتها و اهمالکاریها

شما وظایف مختلفی دارید و هریک از آنها در عین فوری بودن، ضرب الاجلی مشخص دارد. به عنوان مثال، شروع به کاری لازم در زمانی معین، برنامه ریزی برای فعالیتی مشخص، گردش دسته جمعی، خرید هدیه برای تولد همسرتان و مطالعه برای امتحان دادن. در این صورت، شما باید بین کارهایی که در نظر دارید انجام دهید، اولویت را بشناسید، یعنی پیش خود در نظر بگیرید که کدام را پیش از دیگری انجام دهید و کدام را در درجه دوم بیاورید.
این تقسیم بندی، شما را تا حدی مقید میکند که به انجام کاری که فوریت بیشتری دارد، بیندیشید. در این مورد، اگر به طور جدی به انجام آن نپردازید و در آن سرعت عمل به خرج ندهید، اهمالکاری شما در امور دیگر نیز تأثیر خواهد گذاشت.

کاربردها و ارزشها

احتمال دارد که دیگران شما را یک فرد مسامحه کار کامل تصور کنند و شما این نظر را در مورد خود نپذیرید. برخی از افراد، تأخیر در انجام کار را مسأله مهمی نمی دانند و به کسانی که در این باره تعصب از خود نشان می دهند و براین باور هستند که هرکاری وقتی مشخص دارد، خرده گیری می کنند و می گویند، نباید در این باره، تا این حد وسواس نشان داد و سختگیر بود. در آنجا که تأخیر در کار، موجب ضرر و زیان یا خطری نباشد، نباید به آن فکر کرد اما بعضی دیگر به طور کلی منظم و با انضباط هستند و نظم و ترتیب در زندگی آنها نقش سازنده ای دارد. اگر تأخیر در انجام وظیفه شخص، این خطر را در بر داشته باشد که احیانا موجب اخراج او از کار و حرفه اش بشود، چرا نبایستی همواره به آن بیندیشد و از اوقاتش به نحو منطقی استفاده کند؟

انواع اهمالکاری

به طور کلی، هر فردی در تمام کارهایی که در زندگی انجام می دهد، مرتکب اهمالکاری نمی شود. در مثال قبلی، «مد» در عین کلي در اهمالکاری انجام بعضی وظایف خود، مقید بود که در برخی از کارها مانند پرداخت اجاره خانه و تهیه برنامه های درسی، هرگز اهمال ورزی نکند. اما اهمالکاری به طوری که قبلا اشاره شد، عادتی فراگیر است. بعضی افراد خود نیز اقرار دارند که در انجام کارها اهمالکاری می کنند و خود را دارند، این رفتار نکوهیده می دانند و در حقیقت حاضر هستند که این برچسب را به خود بچسبانند و «جو» به طور جدی از نوشتن نامه به دوستان خودداری می کند و به خاطر آن خودش را سرزنش می نماید. در حالی که کارهای اداری اش را با شوق و ذوق و در زمان خود انجام می دهد.
« آبیگال» از انجام کارهای اداری بشدت خودداری می کند. به همین دلیل از خود متنفر است. این دو، در حقیقت اهمالکار هستند و خود را براثر این مسامحه کاری سرزنش می کنند و از این نظر رنج می برند. اما میزان تأثر و ناراحتی آنها برابر نیست. «جو» خود را گناهکار میداند که به نامه های دوستان خود جواب نمی دهد و می ترسد که آنها را بتدریج از دست بدهد. آبیگال هم می ترسد که به علت مسامحه کاری و خودداری از انجام کار برکنار شود.

خلاصه بحث:

اهمالکاری» به معنی به تعویق انداختن کار است که با پیامدی ناخوشایند در شخص حاصل می شود. فرد «اهمالکار» نه تنها خود ناراحت می شود، بلکه حیثیت و آبروی خود را در بین دوستان و آشنایان لکه دار می بیند.
در ادامه این کتاب به طور مفصل خواهید آموخت که فرد اهمالکار چه احساسی دارد و چگونه به خود ناسزا می گوید و از رفتارش نسبت به دوستان شرمنده است. این شرمندگی نشانه آن است که فرد مسامحه کار، زشتی عملش را درک می کند و حیثیت و احترامش را خدشه دار می نگرد.
در روشهای درمانی اهمالکاری از عوامل یاد شده استفاده می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *