شما تنها دو انتخاب دارید!!!

احتمالا شما هم مثل من داستان های انگیزشی زیادی رو خوندین و توی سمینار های انگیزشی زیادی شرکت کردین، تصمیم دارم یکی از همون داستان های انگیزشی که روند زندگی من رو عمیقا تغییر داد براتون نقل کنم. داستانی که به شما دو انتخاب خواهد داد.

اون روز رو کامل یادم هست ۶ مهر ۱۳۹۶ بود که من عضوی از موسسه آموزش عالی آزاد ماد بودم  و یه همکار داشتم که ایشون یکی از شخصیت های نیک روزگار هستن (سرکار خانم افرا قریشی) و من واقعا ازشون درس گرفتم. اون روز انرژی من خیلی پایین بود و شدیدا احساس ناامیدی رو داشتم حس میکردم، و خوب از اونجایی که خانم ها احساسات بسیار بسیار قوی دارن همکار من متوجه حال من شدن و این داستان رو برام تعریف کردن.

و این داستان باعث شد که از همون روز هر وقت که از خواب بیدار میشم به خودم میگم رضا تو امروز دو انتخاب داری….

و اما داستان ….

شما تنها دو انتخاب دارید!!!

جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.
هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:
”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.
چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.
اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:
من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟
جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم.
می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم.
من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم
هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.
هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.
من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“
جری گفت ” همینطور است“
”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.
شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.
شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.
این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“
چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد ؟؟؟
صبح هنگام،
او با سه مرد سارق روبرو شد
آنها چه می خواستند؟
دلار $$$
درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد
به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.
دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند.
خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.
پس از ۱۸ ساعت جراحی
و هفته ها مراقبتهای ویژه
جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.
من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم.
هنگامی که از او پرسیدم که چطور است،
پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“
من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.
جری پاسخ داد:
”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“
”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“
پرسیدم : ”نترسیده بودی“
جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد.
اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم.
من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“
”می دانستم که باید کاری کنم“
پرسیدم ”چکار کردی“
جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه“
من پاسخ دادم ”بله“
دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.
یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“
درحالیکه آنها می خندیدند گفتم:
من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.
به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند
من از او آموختم که هر روز شما دو انتخاب دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید.
طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد.
بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.

10 دیدگاه برای “شما تنها دو انتخاب دارید!!!

  1. پوریا آزاد گفته:

    درود بر شما دکتر تحیری عزیز.
    داستان انگیزشی جالبی بود. قطعا” امیدوار بودن بخش بسیار بسیار مهمی از زندگی و آینده ماست. اما متاسفانه همیشه همه مردم جامعه ما فقط و فقط به گذشته، آن هم گذشته دور فکر میکنند. همه منتظرند برگردیم به دوران پهلوی که همه چیز خوب بود. غافل از اینکه حتی یک ثانیه از عمر و روزگار قابل برگشت نیست. و هدیه ایی به نام آینده را همیشه تاریک می بینیم و به دنبال یک ناجی میگردیم. ایکاش بدانیم که ناجی خودمان، خودمان هستیم. کاش بدانیم آینده ساز خودمان، خودمان هستیم. کاش بدانیم همیشه ۲ راه داریم و راه خوب راه انتخاب کنیم. اما متاسفانه همیشه در راه بد میمانیم و به گذشته امیدواریم.
    موفق باشید دکترجان.

  2. فرزاد گفته:

    سلام جناب تحریری من ۱۵-۱۶ سال پیش این داستان رو خوندم ، یه اسلاید چند صفحه ای پاورپوینت ، زندگی من و تحت تاثیر قرار داد و خوشحالم که این متن رو خونده بودم ، امشب برای مادر و همسرم داشتم تعریف میکردم و خوشحالم که شما این مطلب رو نوشتید تا امشب من بتونم تاثیری روی زندگی عزیزانم بگذارم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *